صدای انقلاب زن زندگی آزادی، خاموش ناپذیر است!
آنچه امروز در خیابان میگذرد، صرفن فوران خشم نیست؛ نشانه انباشت تجربه، آگاهی و اراده جامعه شهروندی برای تعیین سرنوشت ملت ایران به دست خویش است. جامعه ایران در چهار دهه گذشته و به ویژه انقلاب منحرف شده بهمن و پرداخت هزینههای سنگین در چهل و هفت سال گذشته، آموخت که استبداد تغییر نامها، چهرهها و ویترین های حکومتی کنار نمی رود، بلکه با حذف مردم از مدار سیاست و شرکت در تعیین سرنوشت خود بازتولید میشود. از همین رو، خیابان امروز بایستی صحنه تصمیم آگاهانه برای آیندهای مشترک شود.
مسئله اصلی ملت ایران، نه تنها فرد، خاندان، دین، قوم و نژاد نیست، بلکه همین ها ابزار پاشیدن خاک در چشم ملت و کور کردن افق های معطوف به آزادی و دمکراسی هستند. اما کانون خواست ملت ایران، پی ریزی نهادهای استوار برای تامین و تضمین آزادی، دمکراسی، معیشت، محیط زیست و حفظ و سربلندی ایران عزیزمان است.
در جامعه ایرانی، بر سر انتقال قدرت به یک فرد، حزب، گروه، دسته، قبیله، قوم و پیروان ادیان و ایدئولوژی ها وفاق همگانی و ملی وجود ندارد و چنین وفاقی هم شکل نخواهد گرفت و سرآغاز تنش های بزرگ خواهد شد. جریان هایی که سیاست تحمیل را پیشه می کنند، راه انشقاق و جبهه ای در کنار حکومت اسلامی علیه ملت می گشایند و ملت ایران را مجبور خواهند کرد که در چند جبهه علیه حکومت اسلامی و متحدین مستبدشان بجنگد. خواست مشترک جامعه شهروندی روشن است: حاکمیت مردم بر مردم، حق انتخاب آزاد، برابری شهروندان در برابر قانون، جدایی کامل دین از دولت و منع باج دهی به بخش انگل جامعه، و دولتی پاسخگو که مشروعیت خود را تنها از رأی مردم میگیرد و همواره قابل عزل است. هر مسیری که این اصول را به حاشیه براند، آگاهانه یا ناآگاهانه، راه را برای تداوم یا بازتولید استبداد هموار میکند.
خیابان میراث هیچ جریان، ایدئولوژی یا گرایش سیاسی نیست. خیابان متعلق به شهروندان است. جنبشی که میخواهد پیروز شود، باید بیشترین نیروها را گرد آورد و برای مطالبه کلان و ملی، همپیمان شود. تجربه نشان داده است که حکومت همواره از شکاف در صفوف مردم سود برده، از نادانی مخالفین برای بقای خود بهره گرفته و با ترساندن جامعه از آینده یا بزرگنمایی اختلافات، کوشیده است اعتراضات را از مسیر خود منحرف کند.
دمکراسی متعلق به جامعه متکثر است. جامعه ایران متکثر است و این تکثر مانع اتحاد نیست. آنچه مردم را به هم پیوند میدهد، توافق بر اصولی حداقلی و همگانی است. اصول ابتدایی دمکراسی این است که: هیچ فرد یا نهادی فراتر از اراده شهروندان نیست، هیچ قدرتی مادامالعمر یا موروثی نیست، و هیچ دین، عقیده یا ایدئولوژی حق الهی برای حکومت ندارد.
اکنون فصل تازه ای از اعتراضات شهروندی از بازار تهران آغاز شده است. اعتراضات اقشار مختلف، از بازاری و کارگر تا معلم، دانشجو، زن، بیکار و بازنشسته، اجزای جدا از هم نیستند. فقر، سرکوب و ویرانی محیط زیست و جامعه و میهن، مرز طبقاتی نمیشناسد. معیشت شهروندی بدون آزادی پایدار نیست و همچنین آزادی بدون عدالت اجتماعی بی معنا می باشد. آنچه ملت ایران را بهم پیوند می دهد، وفاق ملی برای ایران، معیشت مردم، کرامت انسانی و آزادی همگانی است و اتفاقن همین اصول ستون های جنبش و انقلاب را تشکیل می دهند.
ما می دانیم که جنبش اقدام در خیابان، بدون آگاهی، فرساینده و آسیبپذیر است. از اینرو بایستی بین خیابان و آگاهی پل ایجاد کنیم تا خیابان آگاه، خرد جمعی جامعه ایران را تبلور سیاسی دهد. جامعهای که بداند برای چه به خیابان آمده و به کجا میخواهد برسد، نه فریب میخورد و نه به عقب رانده میشود. مردم ایران امروز به بلوغی رسیدهاند که بتوانند همزمان اعتراض کنند، بیندیشند و از تکرار چرخه استبداد جلوگیری کنند.
آینده ایران با استقرار حاکمیت شهروندان، آزادی، دموکراسی و مسئولیتپذیری حکومت گره خورده است. خیابان آگاه پیروز میشود، زیرا ملت، آگاهانه و متحد، آینده خود را مطالبه می کند. تردید نیست که بلدوزر انقلاب شعارهای تفرقه افکنانه مزدوران حکومتی را زیر خواهد گرفت و تاکتیک های ماندگاری حکومت و بیداری ویروس ها ایران ستیزانه را در پرتو همبستگی ملی – دمکراتیک، آگاهی و خرد جمعی جامعه شهروندی خنثی خواهد کرد.
ملت ایران با درس های خود از شکست انقلاب مشروطه، شکست انقلاب بهمن و تجربه انقلاب زن زندگی آزادی، شانس بزرگ رهایی و ساختن آینده ای درخشان را دارد. آینده درخشان ایران، به اعتبار آگاهی، دوراندیشی، بی باکی، دلاوری و مسئولیت پذیری شهروندی میسر است. صدای انقلاب زن زندگی آزادی، خاموش ناپذیر است!
اقبال اقبالی
29.12.2025














