ما تنها یک دشمن داریم، آنهم حکومت اسلامی است!
در روزهای اخیر و بویژه در سخنان امروز آقای دونالد ترامپ و آقای بنیامین نتانیاهو، لحن تهدیدآمیز علیه حکومت اسلامی ایران بهطور محسوسی تشدید شده است.
آقای ترامپ بار دیگر از «جنگ با ایران» و «مهار امپراتوری ایران» سخن گفت و آقای نتانیاهو کوشید میان «ایران» و «حکومت اسلامی» تفکیک قائل شود و تأکید کند که هدف، حکومت نه مردم ایران هستند.
در چنین فضایی، حکومت اسلامی تلاش میکند با بهرهبرداری تبلیغاتی، اینگونه القا کند که هرگونه درگیری احتمالی، جنگی علیه ایران و ملت ایران است. این یک دروغ آشنا و تکراری است. واقعیت این است که دنیای ملت ایران و حکومت اسلامی کاملن متفاوت است. حکومت اسلامی نزدیک به ۴۷ سال است که:
نخست- ایران را اشغال و یک ملت را گروگان گرفته است.
دوم- منابع ملی را صرف پروژههای پاناسلامیستی و شبکههای نیابتی کرده است
سوم- مردم ایران را با سرکوب، فقر و ناامنی روبهرو ساخته است و جامعه و کشور را در آستانه فروپاشی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی قرار داده است.
چهارم – کشور را در ضدیت با دنیا قرار داده و تنها متحدین آن گروه های تروریستی بوده که تارومار شده اند. حکومت اسلامی نزدیک به نیم قرن، هستی ایران و ایرانیان را هزینه شبکه های مافیایی تروریستی حکومت و زیر مجموعه ها کرده است.
اکنون که ملت ایران دوباره علیه جباریت و توحش سیستماتیک حکومتی بپا خاسته اند، تردید ندارند که دشمن ملت ایران، حاکمان کنونی، و نه امریکا و نه اسراییل و نه اروپاست.
اگر امروز بار دیگر سخن از جنگ به میان میآید، پیامد سیاست های پان اسلامیستی ، ماجراجویانه و تروریست پروری حاکمان کشور است که سیاستی بیگانه با خواست و اراده ملت ایران می باشد.
در این شرایط، روشنگری و مرزبندی شفاف ضروری است:
۱. جنگ با حکومت اسلامی، الزماً جنگ با ملت ایران نیست.
اما هرگونه اقدام نظامی که از چارچوب مقابله با ساختار سرکوبگر و تروریستپرور فراتر رود و موجودیت، زیرساختها و توان ملی ایران را هدف قرار دهد، برای ملت ایران مردود و غیرقابل قبول است.
۲. ملت ایران با آمریکا، با اسرائیل و سایر کشورها سر جنگ و دشمنی ندارد.
مردم ایران نخستین قربانیان سیاستهای تنشزای حکومت اسلامی بوده و بار اصلی هزینههای آن را پرداختهاند.
۳. ایران، تمامیت ارضی و آینده آن خط قرمز ملت ایران است. هیچ نیروی داخلی یا خارجی حق ندارد به بهانه مقابله با حکومت اسلامی، کشور و ملت ایران را قربانی کند.
۴. جنبش «زن زندگی آزادی» راه سوم و آلترناتیو واقعی است.
به نظر می رسد که انقلاب ایران پس از اعلام موجودیت و گسترش ارزش های خود در جامعه طی سه سال گذشته، اکنون به مرحله دوم، یعنی لشکرکشی ملی به خیابان و انتخاب جنبش اقدام در خیابان برای تعیین تکلیف نهایی با حکومت اسلامی نزدیک شده است و این روند می تواند به قیام ملی و برچیدن حکومت اسلامی و هموار ساختن راه برای آزادی، دموکراسی، سکولاریسم و یک ایران صلحطلب و سربلند بیانجامد.
هیچ امری نبایستی الویت برچیدن حکومت اسلامی را تحت الشعاع قرار داد! فراموش نکنیم که ما با جهانیان دوست هستیم و تنها یک دشمن داریم، آنهم حکومت اسلامی است!
زن زندگی آزادی
اقبال اقبالی
04.01.2026