جنگ، مذاکره یا مسیرانقلاب؟
ایران امروز در یکی از حساسترین بزنگاههای تاریخی خود ایستاده است؛ بزنگاهی که در آن سه مسیر جنگ، مذاکره، یا انقلاب را در پیش رو دارد. دو مسیر نخست، اگرچه در ظاهر متفاوتاند، اما در عمل به سرنوشتی مشترک ختم میشوند. تداوم وضع موجود، تعمیق بحرانهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و تشدید فقر، فلاکت، سرکوب، شکنجه، اعدام و فربه تر شدن شبکه های اسلامی تروریستی حاکم و حامیان داخلی و خارجی آنها می باشد.
در مقابل، مسیر سوم ( راه انقلاب) تنها افقی است که امکان گشودن راهی بسوی صلح پایدار، آزادی، امنیت، عدالت و کرامت انسانی را فراهم میکند.
در غیاب حضور مؤثر و سازمانیافته ملت در عرصه سیاست، تصمیمگیری درباره جنگ یا مذاکره در انحصار رژیمی قرار میگیرد که کارنامهای چند دههای از ویرانگری، فساد، سرکوب، خشونت و جنایت علیه بشریت در کارنامه آن ثبت شده است.
در چنین شرایطی، نه جنگ میتواند به رهایی بینجامد و نه مذاکره قادر است آینده ای بهتر به ارمغان آورد؛ بلکه هر دو، به اشکال متفاوت، به بازتولید همان چرخه فاجعه بار قدرت و تشدید فقر، نابرابری، سرکوب و بیثباتی منجر خواهند شد.
از اینرو، گزینهای که میتواند واجد ماهیتی ملی، مردمی و رهاییبخش باشد، تداوم و تعمیق انقلاب «زن زندگی آزادی» است؛ انقلابی که به نماد خواست تاریخی جامعه برای دگرگونی بنیادین ساختار قدرت بدل شده است. این مسیر، پروژهای اجتماعی-سیاسی است که بر مشارکت آگاهانه، سازمانیافته و فراگیر شهروندان تکیه دارد.
تجربههای تاریخی نشان میدهد که هیچ تحول پایدار و آزادیبخشی بدون حضور فعال و مستقیم مردم در صحنه عمومی تحقق نیافته است. حضور ملی در خیابان، زمانی که با سازماندهی، هدفگذاری روشن و انسجام گفتمانی همراه شود، میتواند به نیرویی تعیینکننده در تغییر موازنه قدرت بدل گردد.
در شرایط کنونی، نشانههای هراس از خیزشهای اجتماعی را میتوان در کنشها و نمایشهای خیابانی حامیان رژیم اسلامی مشاهده کرد. این وضعیت، بیش از هر زمان دیگری، ضرورت تمرکز بر سازماندهی در سطوح محلی و شهری را برجسته میسازد. بدون شبکههای اجتماعی-سیاسی منسجم، بدون ارتباط مؤثر میان کنشگران، و بدون چشماندازی روشن از آینده، هیچ جنبش اجتماعی قادر نخواهد بود به مرحله تعیینکننده خود وارد شود.
انقلاب «زن زندگی آزادی»، بهعنوان یک فرآیند، نیازمند پلاتفرم سیاسی شفاف، آلترناتیوی قابل اتکا، سازماندهی افقی کف جامعه، و جنبش اقدام در خیابان است.
گفتمان انقلاب «زن زندگی آزادی» بهعنوان یک چارچوب هویتی و ارزشی، ظرفیت آن را دارد که نیروهای متکثر جامعه را حول اصولی مشترک، نظیر آزادی، برابری، عدالت و کرامت انسانی گرد هم آورد. این گفتمان، نهتنها جهتگیری سیاسی حرکت را مشخص میکند، بلکه افقی از یک نظم سیاسی مبتنی بر حاکمیت شهروندان را پیش روی ملت ایران قرار می دهد.
در میان تندپیچ ها و پیچیدگیهای تحولات جهانی، منطقهای و داخلی، شاید مهمترین وظیفه حامیان انقلاب «زن زندگی آزادی»، تمرکز بر یک اصل اساسی باشد، و آن پاسخ ضرورت تکوین ارادهای جمعی برای برچیدن حکومت اسلامی و ایجاد پیش شرطه های صلح پایدار در منطقه است. این اراده، زمانی به نیرویی مؤثر و تعیین کننده بدل میشود که در متن جامعه سازمانیافته، هدفمند و مبتنی بر ارزشهای مشترک ملی، دمکراتیک و سکولار قوام یابد. مسیر انقلاب، اگرچه دشوار و پرهزینه است، اما تنها مسیری است که میتواند به تحقق آرمانهایی چون استقلال، آزادی و استقرار جمهوری مبتنی بر اراده شهروندان بینجامد.
اقبال اقبالی
23.04.2026














