پزشکیان: «مملکت مال همه است»، پس انتخابات آزاد برای «همه» جهت تعیین سرنوشت خویش!

مسعود پزشکیان میگوید «مملکت مال همه است»، اما همزمان میکوشد این واقعیت را پنهان کند که قدرت واقعی در دست شبکههای مافیایی اسلامگرایان متمرکز است. او بارها اعتراف کرده که ناتوان در تصمیم گیری است و از سوی دیگر با ادعای بی پایه، نقش خود را بهعنوان کارچاقکن رهبر این ساختار انکار میکند و سخنان بی ربط به جایگاهش می زند. اگر کشور واقعان مال «همه» است، پس «همه» حق دارند سرنوشت خود را به دست خویش تعیین کنند.
مدیریت کشور توسط نمایندگان «همه»، بدون انتخاب آزاد و تصمیم ملی مبنی بر بود و نبود حکومت اسلامی ممکن نیست. از اینرو، با آگاهی نسبت به ماهیت ارتجاعی، استبدادی و اصلاح ناپذیر رژیم اسلامی و هیچکاره بودن رییس جمهور در نظام دینی، آقای مسعود پزشکیان را مورد خطاب قرار داده و اعلام می شود که: ملت ایران به کدام زبان بگوید که حکومت اسلامی نمی خواهد. ما خواهان انتخابات آزاد و دموکراتیک با نظارت بینالمللی و تنها و تنها توسط نهادهای مستقل اجتماعی معلمان، دانشجویان، زنان، بازنشستگان، کارگران، کنشگران محیط زیست، هنرمندان، شورای نویسندگان ایران و .. هستیم. از آنجاکه هیچ اعتمادی به حاکمان نیست، ملت ایران حق دارد که پس از چهل و هفت سال ویرانگری های اسلامگرایان در ایران و منطقه، انتخاباتی مستقل و بدون دخالتگری، تقلب و شیادی حاکمان، در باره کارکرد چهل و هفت ساله حکومت اسلامی در ایران قضاوت کند و نظام را به زباله دان تاریخ بفرستد.
هنگامی می توان ادعا کرد که مملکت مال همه است که پیش شرطهای انتخابات آزاد و دمکراتیک با مدیریت نهادهای اجتماعی در ایران فراهم گردد تا ملت ایران امکان برچیدن مسالمت آمیز رژیم مافیایی حاکم را که آقای مسعود پزشکیان عضوی از آن است را داشته باشد.
ادعای «مملکت مال همه است» در حالی مطرح میشود که ساختار واقعی قدرت در ایران شبکهای متمرکز، ایدئولوژیک و غیرپاسخگو از نهادهای مافیایی، امنیتی–اقتصادی حکومت را تشکیل داده و دولت های دوره ای هم دکورهای بی خاصیت برای سرگرمی مردم هستند. این شکاف میان گفتار رسمی و واقعیت عینی، نتیجه سازمانیافتگی طرد شهروندان از حق تعیین سرنوشت خویش است.
اگر کشور بهراستی «مال همه» است، بایستی حق همگانی برای تصمیمگیری درباره سرنوشت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعه به رسمیت شناخته شود. این حق، بدون انتخابات آزاد، رقابتی و دموکراتیک، و بدون امکان نفی کلیت نظام حاکم، صرفاً یک شعار تهی باقی میماند.
واقعیت اینست که حکومت اسلامی، بعنوان نظامی مبتنی بر ولایت، تبعیض ساختاری و حذف سیستماتیک اراده شهروندان، قابلیت اصلاح درونی نداشته و ندارد. شرایط اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه ایران نشان میدهد که بلوغ لازم برای برچیدن رژیم اسلامی و استقرار جمهوری شهروندان ایران (بر بنیاد برابری حقوقی، حاکمیت قانون و سکولاریسم) فراهم شده است.
بر این اساس، برچیدن حکومت اسلامی و فراهمسازی زمینه برای برگزاری انتخاباتی آزاد با نظارت بینالمللی و مدیریت نهادهای مستقل اجتماعی از جمله معلمان، دانشجویان، زنان، بازنشستگان، کارگران، کنشگران محیط زیست، هنرمندان و تشکلهای نویسندگان، ضرورتی تاریخی است. هدف این فرایند، تشکیل مجلس مؤسسان برای تعیین نظام نوین سیاسی و تضمین حق حاکمیت مستقیم شهروندان بر سرنوشت خویش است.
برچیدن حکومت اسلامی، پاسخ اجتنابناپذیر به فاجعه حکومت اسلامی در ایران است که شکل برچیدن آن از راه انتخابات ازاد ویا قیام قهرآمیز را حکومت تعیین خواهد کرد.
اقبال اقبالی
24.12.2025














