بلوک مردمان فلات ایران؛ همجوار بلوک ترکیه، پاکستان و عربستان
آنچه در تاریخ ۷ اوت ۲۰۲۶ اتفاق افتاد، در عمل نشانه شکلگیری آرایش و قطببندی تازهای در منطقه است؛ آرایشی که با نزدیکی و همکاری ترکیه، پاکستان و عربستان نمود یافته است. هر یک از این سه کشور، بنا بر نیازها، منافع و کاستیهای خود، در پی شکل دادن به جبههای هستند که در آن، ایران، اسرائیل و همچنین جلب حمایت و به حساب آمدن نزد ایالات متحده و اروپا، از جمله عوامل مؤثر به شمار میآیند.
در این میان، حکومت اسلامی در ایران، بهعنوان یک نیروی ارتجاعی و پاناسلامیستی شیعه که سیاستهای ماجراجویانه، جنگطلبانه و ویرانگرانه خود را از یک خاستگاه فرقهای و ایدئولوژیک دنبال میکند، یکی از عوامل مهم شکلگیری چنین آرایشی در منطقه است. از این منظر، تشکیل این جبهه را میتوان واکنشی به سیاستهای حکومت اسلامی و پیامدهای منطقهای آن نیز تلقی کرد.
حکومت اسلامی در ایران به پایان راه خود رسیده است؛ نه در نتیجه جنگ خارجی، بلکه در نتیجه مبارزه بی وقفه ملت ایران برای مشروعیت زدایی اسلام سیاسی در ایران است.
سخن امروز بر این اساس استوار است: در کنار تلاش برای برچیدن حکومت اسلامی، باید از هماکنون برای تکوین یک بلوک از مردمان فلات فرهنگی ایران اندیشید. ایجاد بلوکی که نه برای ستیز، جنگ و تنشآفرینی، بلکه برای ایفای نقشی سازنده در ایران، منطقه و جهان، بر پایه اصل دوستی با همه و دشمنی با هیچکس، یک ضرورت است.
ما با سیاستهای فزونطلبانه ترکیه آشنایی دیرینه داریم. عربستان نیز، با وجود ظرفیتهای سیاسی و اقتصادی خود، در شرایط کنونی از پتانسیل لازم برای تبدیل شدن به یک نیروی نظامی ماجراجو در سطح منطقه برخوردار نیست. پاکستان، اما، به دلیل برخورداری از توان بازدارندگی هستهای، میتواند در این آرایش منطقهای از موقعیتی متفاوت و اثرگذار برخوردار باشد.
ایران زیر سلطه اسلامگرایان، بر بنیاد سیاستها و ظرفیتهای ایدئولوژیک اسلام سیاسی، با تکیه بر تروریسم و عملیات انتحاری، عمل کرده و میکند. برای آنکه ایران از این مدار خارج شود و در عین حال توان و ظرفیتهای ملی خود را حفظ کند، باید راهی نو را آغاز کرد.
تشکیل بلوک مردمان فلات فرهنگی ایران میتواند بخشی جداییناپذیر از استراتژی حضور مؤثر و سازنده ایران در کنار آرایش سهجانبه ترکیه، پاکستان و عربستان باشد؛ نه بهعنوان یک بلوک نظامی، بلکه بهعنوان چارچوبی برای همکاری اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی.
پیوند ما با مردمان تاجیکستان، افغانستان، ارمنستان، کردستان، بلوچستان، ترکمنستان و دیگر مردمان این حوزه، ریشههایی تاریخی، فرهنگی و تمدنی دارد. این پیوند میتواند پایهای برای شکل دادن به یک همکاری نوین و آیندهنگر باشد.
با توجه به مبارزات ملت ایران و آغاز انقلاب «زن زندگی آزادی»، این پرچم میتواند ما را در چارچوب یک بلوک واحد، حول ارزشهای دوستی، صلح، آزادی، عدالت اجتماعی، سکولاریسم و حفاظت از محیط زیست برای نسلهای آینده گرد هم آورد.
در این معنا، «زن زندگی آزادی» را باید از یک شعار اعتراضی به یک افق و پروژه سیاسی برای آینده ایران تبدیل کرد؛ پروژهای که آزادی، برابری، کرامت انسانی، عدالت اجتماعی، سکولاریسم و زندگی شایسته را در مرکز سیاست قرار دهد.
اگر منطقه در حال ورود به مرحلهای جدید از ائتلافها و قطببندیهاست، ایران نباید صرفن موضوع و میدان رقابت دیگران باشد؛ بلکه باید خود، به یک بازیگر و معمار نظم آینده منطقه تبدیل شود.
ایران پس از حکومت اسلامی میتواند به جای آنکه منبع بحران باشد، بخشی از راهحل بحرانهای منطقه شود.
میتواند به جای صدور ایدئولوژی، فرهنگ و دانش صادر کند؛
به جای جنگ نیابتی، همکاری منطقهای بسازد؛
به جای دشمنسازی، شریک پیدا کند؛
و به جای آنکه در جغرافیای دیگران تعریف شود، جغرافیای همکاری خود را بسازد.
بلوک مردمان فلات ایران، یک بلوک نظامی نیست؛ بلکه بلوکی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است که در متن و امتداد انقلاب «زن زندگی آزادی» معنا مییابد.
دوران بلوکبندیهای صرفن مذهبی ــ اعم از سنی و شیعه ــ و همچنین ائتلافهای مبتنی بر نظامیگری و رقابت قدرتهای بزرگ، از جمله ایالات متحده، چین و روسیه، به مرحلهای تازه رسیده است. جهان در حال تغییر است و ما نیز باید نگاه خود را تغییر دهیم.
این بلوک نه برای ستیز، بلکه برای همکاری است؛ نه برای جنگ، بلکه برای صلح؛ نه برای سلطه، بلکه برای آزادی؛ نه برای گذشته، بلکه برای آینده است. اینست معنای «بلوک مردمان فلات ایران»: نه بلوکی علیه کسی، بلکه بلوکی برای انسان؛ نه برای جنگ، بلکه برای صلح؛ نه برای سلطه، بلکه برای آزادی؛ نه برای گذشته، بلکه برای آینده.
و اصل آن ساده است: دوستی با همه ودشمنی با هیچکس
باید چشمها را شست و جهان را به گونهای دیگر دید.
اقبال اقبالی
08.08.2026














