انتظار منفعلانه نه؛ تدارک آگاهانه ادامهٔ انقلاب آری
مختصات دوره پر شتاب کنونی را میتوان چنین ترسیم کرد:
۱. پایان امکان احیای ولایت فقیه:
در ساختار حکومت اسلامی که بر رهبری دینی و ولایت فقیه استوار است، پس از مرگ خمینی، تحمیل خامنهای و سپس مرگ هر دو، احیای جایگاه «ولی فقیه» برای میانجیگری و ایفای نقش داور و مرجع اقتدار میان حاکمان، عملن ناممکن به نظر میرسد.
۲. فرسایش پایههای دینی و سیاسی حکومت:
با تضعیف جایگاه شرع و بیرمق شدن روحانیت، بازوهای امنیتی، نظامی و سرکوب، بیش از پیش در سیاست، اقتصاد، دیپلماسی و جنگ نقش محوری یافته و همزمان در دو جبهه، علیه مردم ایران بمثابه دشمن آشتی ناپذیر و در تقابل با آمریکا و اسرائیل، عمل میکند.
۳. چیرگی دستگاههای امنیتی و نظامی:
جنگ، زمینه سکانداری تمامعیار بازوهای امنیتی، اطلاعاتی، نظامی و سرکوب حکومت اسلامی را فراهم کرده و وزن این نیروها را در ساختار قدرت بیش از پیش افزایش داده است.
۴. سکوت جامعه، انباشت خشم ملت ایران:
جنبشهای مدنی و اجتماعی، زیر فشار سرکوب، کشتارهای خیابانی، قدرتنمایی نیروهای حکومتی، فقر، گرانی، جنگ و ناامنی همهجانبه، در مقطعی سکوت اختیار کردهاند؛ این سکوت تبلور خشم فروخفته در جامعه، پیوسته انباشته میشود و جامعه ایران را میتوان همچون بشکهای از باروت دانست که هر لحظه امکان انفجار آن وجود دارد.
۵. تغییر آرایش جامعه:
به نظر میرسد بخشی از قشر خاکستری که در جریان انقلاب «زن زندگی آزادی» عمدتن نظارهگر بود، اکنون بیش از گذشته به سوی تغییر بنیادین ساختار موجود گرایش یافته است. از این منظر، شکاف میان جامعه و شبکههای تروریستی حاکم و حامیان منطقهای آنان عمیقتر شده است.
اگرچه در سطح جامعه سکوت حکمفرماست، اما زیر این سکوت، آتشفشانی از تنفر و خشم در حال انباشت است.
۶. ظرفیت جامعه برای خودمدیریتی و ساختن آینده:
ایران امروز، به پشتوانه تجربههای غنی مبارزات دو دهه گذشته، بویژه انقلاب «زن زندگی آزادی»، خیزشهای دیماه و تجربه سرکوب و کشتار شهروندان، از ظرفیت قابلتوجهی برای شکلگیری نهادهای خودمدیریت اجتماعی برخوردار است. این نهادها میتوانند در صورت شکلگیری همبستگی ملی و تبدیل آن به نقطه عزیمت جنبش اجتماعی، زمینهساز بنای یک جمهوری لائیک، دموکراتیک، اجتماعی و میهندوستانه باشند.
در فقدان احزاب سیاسی سراسری، ملی و دموکراتیک، هستهها و نهادهای موجود در جامعه مدنی میتوانند نقشی تعیینکننده در مدیریت برچیدن حکومت اسلامی و ساختن آینده ایران ایفا کنند.
۷. وظیفه کنشگران:
مهمترین وظیفه کنشگران سیاسی، مدنی، اجتماعی و فرهنگی، تقویت نهادهای خودمدیریت در بطن جامعه و کمک به فراهم شدن شرایط برای برچیدن حکومت اسلامی و سازمانیابی قدرت نوین بر پایه اراده شهروندان است.
در این برهه فوقالعاده حساس و تاریخی ملت و میهنمان، شهروند خودآگاه، سلول سازنده آیندهای بهتر است.
از اینرو، پیام امروز روشن است:
انتظار منفعلانه نه؛ تدارک آگاهانه ادامه انقلاب آری
اقبال اقبالی
21.08.2026














